10 شاخه گل برات ميفرستم
9 تا طبيعي
يکي مصنوعي
يه کارتم مي زنم بهش
که روش نوشته :
تا وقتي آخرين گل پژمرده نشده دوست دارم

نوشته شده توسط نازدختر در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت
میلاد با سعادت
پیامبر اعظم حضرت محمد(ص)
و امام جعفر صادق(ع)
مبارک باد
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 21:54 موضوع | لینک ثابت
حرف هاي من هنوز نا تمام ،
تا نگاه مي کني وقت رفتن است
باز هم همان حکايت هميشگي پيش از آن که با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
آي اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان چقدر دور ميشود!...

نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت
مي رود خون در رگ من با شتاب
از تب داغ تنم در التهاب
مي فشارد قلب من را اسم تو
جسم من جاري شده بر اسم تو
اي نفس هايت نسيم سبزه وار
سقف خانه پر شده از عطر بهار
گاهي از من عاشقانه ياد کن
تو به يادم بوسه بر باد کن

نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 8:56 موضوع | لینک ثابت
من آن موجم که آرامش ندارم به آساني سر سازش ندارم
هميشه در گريز و در گذارم نمي مانم به يک جا ، بي قرارم
سفر يعني من و گستاخي من هميشه رفتن و هرگز نماندن
هزاران ساحل و ناديده ديدن به پرسش هاي بي پاسخ رسيدن

نوشته شده توسط نازدختر در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت
عشق مثل آبه
مي توني تو دستات قايمش کني
اما آخرش...
يه روز دستاتو باز مي کني مي بيني نيست
قطره قطره چکيد
بدون اون که بفهمي
دستات پر از خاطره است
نوشته شده توسط نازدختر در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت 21:19 موضوع | لینک ثابت
رو مي کنم به آينه رو به خودم داد مي زنم
ببين چقدر حقير شده اوج بلند بودنم
رو مي کنم به آينه به جاي آينه مي شکنم
داد مي زنم رو به خودم اين آينه است يا که منم
نوشته شده توسط نازدختر در یکشنبه ششم فروردین 1385 ساعت 10:46 موضوع | لینک ثابت
کاش مي شد اشک را تهديد کرد
لحظه اي لبخند را تمديد
کاش مي شد در غروب لحظه ها
لحظه اي ديدار را تجديد کرد
نوشته شده توسط نازدختر در یکشنبه ششم فروردین 1385 ساعت 10:44 موضوع | لینک ثابت
تو هنوزم واسه من امید روز آخری
کمکم کن که رها شم من از این در به دری
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت
دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما
دو همنفس دو هم زبون دو همسفر دو هم صدا
دلم گرفت ای همنفس پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت
امشب می خوام یه آسمون ستاره نذرت بکنم
خودم رو قربونی واسه درمون دردت بکنم
می خوام که تا صبح سحر به عکس تو خیره بشم
شاید دلت راضی بشه دوباره برگردی پیشم
دلم می خواد فقط به خاطر تو آواز بخونم
خودم پرنده و تو رو دو بال پرواز بدونم
دفترمو برای تو ترانه بارون بکنم
شاید که بی تو بودن و یه کمی آسون بکنم
امشب می خوام یه آسمون برای تو گریه کنم
هر چی قشنگی می دونم به قلب تو هدیه کنم
یه خط محکم بکشم روی تموم خاطرات
بریم به اونجا برسیم که گفتی می مونم باهات

نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:26 موضوع | لینک ثابت
تو کتاب خستگی هامتو خطوط سر نوشتم
اسم تو گم شد و من با خون دل از تو نوشتم
که تویی تقدیس عشقم برای همیشه بودن
واسه ترانه خوندن واسه عاشقونه موندن
چرا در اوج پرستش روی قلبم پا گذاشتی
دل به ناباوری بستی رفتی و ازم گذشتی
دیگه هیچ کس مثل من لایق شهر نگات نیست
ناجی ترانه عشق تا همیشه با وفات نیست
گرچه تو دوسم نداری ولی من بازم همونم
این منم تا که تا قیامت پای عشق تو می مونم
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:22 موضوع | لینک ثابت
من میرم تنهای تنها
تو جاده عشق من و ما
اگه تو پیشم نباشی
یاد تو با منه اما ..
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت
می خوام تو رو ببینم
نه یک بار نه صد بار
به تعداد نفس هام
برای دیدن تو
نه یک چشم نه صد چشم
همه چشمها رو می خوام
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:13 موضوع | لینک ثابت
عشق یعنی
جدا جدا بودن
و خواهان رسیدن
ولی هرگز نرسیدن
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:5 موضوع | لینک ثابت
تو با یک جرعه ای از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
مجال از آبی دریا گرفتی
تو مثل هدیه ای از جنس خورشید
مرا با قایق رویا نشاندی
تو با یک لطف و یک لبخند ساده
مرا تا سرزمین عشق خواندی
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه سوم فروردین 1385 ساعت 13:1 موضوع | لینک ثابت
اگه يه روز شاد بودي آروم بخند
تا غم بيدار نشه...
اگه يه روز غمگين شدي آروم گريه کن
تا شادي نا اميد نشه...
نوشته شده توسط نازدختر در سه شنبه یکم فروردین 1385 ساعت 0:37 موضوع | لینک ثابت
بگذار هر روز رويائي باشد در دست
بگذار هر روزعشقي باشد در دل
بگذار هر روز دليلي باشد براي فردا...

نوشته شده توسط نازدختر در سه شنبه یکم فروردین 1385 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت
حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي
و جدايي سخت است نه به سختي تنهايي
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
ستاره غمگین
کیوان تنها
امیر آقا(RAPPLAY)
جوجو
بچه های شهرک توحید
دلتنگی ها
نارگیل
مدرن تاکنیک
عطربهــــــــــــارنارنج
دل نوشته های تنهایی
بهترین سایت ها در اینجا
قلب پاییزی من
دربدرها
وزغ
آقا محسن
پسر ایرونی
اقا سروش
مشق عشق
کبوده
ندوشن
دلنوشته های تنهایی میترا
آهنگ جدید
ستاره باران
كارت پستال
نوشته های پیشین
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
طراح قالب
POWERED BY