سال 1384 با تمام زيبا ييها و نازيباييهايش به پايان رسيده ....
و بايد از نو شروع کرد و همه چيز را به راستي و از نو بنيان نهاد
اميدوارم اين بهار، انگيزه اي باشد براي بهتر بودن...
برايتان تندرستي و نيکروزي در سال نو آرزو دارم .
باشد که سالي سرشار از شادي و کامروايي داشته باشيد .
نوشته شده توسط نازدختر در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 ساعت 19:55 موضوع | لینک ثابت
شيعيان عيد نگيريد که ايام عزاست
اربعين پسر فاطمه ماه شهداست
گشته تخريب حرم دو امام معصوم
رحلت ختم رسل قتل حسن داغ رضاست
نوشته شده توسط نازدختر در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 ساعت 19:53 موضوع | لینک ثابت
تمام دلخوشي ام
افتادن عکس ات در چشمانم بود
تمام زندگي ام حالا
پاک کردن قابي خاليست
که از تو خيس است .......
نوشته شده توسط نازدختر در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 ساعت 9:41 موضوع | لینک ثابت
آنچه از زمزمه عشق شنيدم خوشتر
طپش قلب من از زمزمه نام تو بود
نوشته شده توسط نازدختر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت
من غريبه ديروزم و اشناي امروز و فراموش شده فردا. پس در اشنايي
امروز مينگرم تا در فراموشي فردا يادم کني........
نوشته شده توسط نازدختر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 ساعت 15:1 موضوع | لینک ثابت
دوستت دارم لطيف است به لطافت باران
در شبي به ياد ماند ني بر گلبرگهاي احساس
دوستت دارم زيبا ترين مفهوم است در لفظ نگاه
دوستت دارم عميق ترين معناست
برايش وسعتي نيست
معنايي نيست که نيز خود معناست
دوستت دارم يک پرواز تا اسارت است اسارتي که رهايي درش پژواک مييابد
افسوس که دوستت دارم واژه اي عاميانه است بر زبان عادت انسانها
چگونه دوست دارم را بگوييم وقتي که از دوست داشتن ...
دوستت دارم غريبانه به بالين خويش مي گريد...
نوشته شده توسط نازدختر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 ساعت 14:55 موضوع | لینک ثابت
شب من معني چشمان تو بود
صبح من روشني يک لبخند
دلم از خواهش لبريز شد ن در شب تو لبريز است
دل من تشنه يک تقد يس است
بي تو ديگر کلا مي به لب خستهُ من جاري نيست
آي مردم د گر ياري نيست
دل من سوخت ميان هوس چشمه عشق
دل من از غم خود، غم رفتن، غم تنهايي خود آبستن
دختر عشق ميان شب عشق بي بستر
شب من خاکستر
نوشته شده توسط نازدختر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 ساعت 14:54 موضوع | لینک ثابت
عشق يعني يك سلام بي جواب
عشق يعني حسرت تشنه به آب
عشق يعني يك شب پر رمز و راز
عشق يعني كوله باري از نياز
عشق يعني چشمه آب زلال
عشق يعني يك فروغ بي زوال
عشق يعني در شب در ماندگي
خسته از اين روزگار بندگي
معني عشق و دل و دلدادگي
در كتاب قصه اي از بچگي
در ميان لحظه هاي خستگي
عقل را شالوده بود اين زندگي
تا كه يك شب ، پيغام خدا
از درون برق و سيم و از هوا
همچو تيري گرم و تيز
بر نشان قلب من با صد ستيز
بر نشست و شعله زد بر خرمنم
روح من پرواز دادي از تنم
اي يگانه سرنشين قلب من
اي طنين بي رقيب آهنگ من
عشق يعني بوسه اي از راه دور
عشق يعني كاسه اي لبريز نور
عشق يعني خواب من با يك خيال
عشق يعني يك فروغ بي زوال

نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 ساعت 18:15 موضوع | لینک ثابت
دريا
اشک ماهي است
که از شور بختي خود و فراق يار مي گريد...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 ساعت 18:8 موضوع | لینک ثابت
انتظارهمان قرار ساده است بين من و تو و دستهايت . من بروم تو بماني و دستهايت
رها شود . انتظار همان قسم ساده است بين گامهاي من و چشمان تو . انتظار رسم
ديدن و شنيدن ترانه هاي من است . زمزمه آهنگهايي که هنوز نساخته ايم و نگراني
براي دردهايي که هنوز نکشيده ايم . انتظار يعني بيا اين جاده مال توست . انتهايش
کوچه باغي است پر از گوشهاي شنوا و دلهاي کهنه . روزي خواهي رسيد که همه
رفته اند . روي ديوار آخرين باغ اين کوچه نوشته اند : مقصد بعدي خدا مي داند ...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 ساعت 18:4 موضوع | لینک ثابت
هيچ کس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي
حداقل من يادش دادم که وقتي که شکست
لبه ي تيزش دسته اوني رو که شکستش نبره ...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت
آمدنت را دوست دارم
آمدنت را به وقت باريدن باران بهاري دوست دارم .
آمدنت را به وقت باريدن اشکهايم دوست دارم .
آمدنت را با شور دوست دارم .
آمدنت پر شور است.مي دانم .
تو را براي تو دوست دارم.
انتظار را به شرط ديدن تو دوست دارم .
اميد را براي ديدن تو دوست دارم.
خزان را چون تو را در هر صورت به يادم مي آورد دوست دارم
نمي دانم بگويم يا نه ..!!!؟؟؟
بگويم بهار را دوست دارم يا نه...؟؟؟
بهاري که هم تو را به من داد هم ترا ازم گرفت.
نمي دانم ....
در هر حال آمدنت زيباست ...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت
اي دو چشمت سبزه زاران
گريه ات اشک بهاران
مي روم غمگين و نالان
بهر من اشکي ميفشان...
نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 21:14 موضوع | لینک ثابت
سکوت مي کنم و تو بهتر از هر کسي مي داني سکوت من از هر فريادي رساتر است
چشمانم براي تو اشک هايم براي تو تپش هاي قلبم وجودم و...همه از آن تو باد اي
يگانه !!و در مقابل يک لحظه براي من باش ... اين روز ها هواي دل کوچکم
ابريست ...کمکم کن براي هميشه داشتنت...

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 21:1 موضوع | لینک ثابت
هر وقت دلم تنگ ميشه ميرم پشت ابرا زار زار گريه ميكنم پس
هروقت بارون مياد بدون دلم برات تنگ شده ...
نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 20:56 موضوع | لینک ثابت
وقتي آموزگارگفت عشق چند بخشه يه باردستم روازبالا به پايين
آوردم وگفتم يك بخش ولي وقتي توروشناختم فهميدم عشق سه بخشه :
عطش ديدن تو ....
شوق با تو بودن...
اندوه بي تو بودن...
نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 20:51 موضوع | لینک ثابت
خواستم برات هديه اي بفرستم
نسيم گفت : مرا بفرست تا موها يش را نوازش کنم .
باران گفت : مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشک ها يش را پاک
کنم .
ناگهان قلبم گفت : مرا بفرست تا دوستش بدارم ...
و تنها تو همه وجودم شدي .

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 20:46 موضوع | لینک ثابت
هم اکنون در يا آرام است ،
جزيره که اسير توست نيز آرام است .
غم کم است ، دل پر شور است ، گونه ها ترند و دل منتظر...
فرصت کم است ...
و اما من .. من مي توانم ، مي توانم از دل بگويم ، از تو بگويم ،
از غم نگويم ، از عشق بگويم ، از آنکه دوستش دارم ، ازآنکه مي پرستمش.
از آنکه ...
و اما تو ..
تو را ، دل را ، گل را ، عشق را ، نفست را ، همه را براي بو دن تو دوست دارم ،
هميشه و بدون غم .

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 18:6 موضوع | لینک ثابت
کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ
کار ما شايد اين است که در افسون گل سرخ شناور باشيم

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت
هرجا هستم هرجا هستي توي قلبم ريشه بستي
هرجا باشم هرجا باشي نميشه از من جدا شي

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت
من ... مزاحم هميشگي ... حسرت ديدار ... نگراني ... بريدن ... و اما انتظار
تو .. سيراب.. چشمي زيبا .. لطافت .. فراغ .. ترانه ي فروردين
ما ... من و تو ... و پايان انتظار

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت
هم من مي دونم هم خودت که هيچ وقت حتي لحظه اي از قلب و ذهن هم بيرون
نميريم واسه همين اينطور نوشتم تا خالي شم تا بهونه اي باشه که زبونم دوباره
ياراي گفتن دوست دارم روداشته باشه پس مثه هميشه بازم مي گم
قد چشام دوست دارم و نمي خوام هيچ وقت از دستت بدم ...
نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
زندگي قشنگه اگه با تو باشه
مرگ قشنگه اگه براي تو باشه
دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه
من قشنگم اگه با تو باشم
اما تو هرجور که باشي قشنگي
![]()
نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 13:55 موضوع | لینک ثابت
نگاهم كرد پنداشتم دوستم دارد
نگاهم كرد در نگاهش هزاران شور عشق را ديدم
نگاهم كرد دل به او بستم
اما بعدها فهميدم كه او تنها نگاهم كرد...

نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 13:53 موضوع | لینک ثابت
به ياد داشته داشته باش که دست هاي ديگران را در دست گرفته و
نوازش کني زيرا براي تو نيز روزي فرا خواهد رسيد که ديگر عزيزانت در
کنارت نباشند براي عشق ورزيدن وقت بگذار براي صحبت کردن و براي
تقسيم کردن افکار پر بهاي ذهنت وقت بگذار...
نوشته شده توسط نازدختر در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 ساعت 13:52 موضوع | لینک ثابت
بعد از رفتنت دلم پژمرد ... نمي دانم چرا رفتي كجا رفتي؟
ولي بعد از رفتن انگار كوهي از تنهايي ترك برداشت
بعد از رفتنت ديگر دلم هم براي ماهي هاي سرخ در تنگ
بلور نمي سوزد چرا كه آنها خوشبختي شان را در سايه
يكديگر حس مي كنند.
اي بي وفا كاش وقت رفتنت با يك سيلي گونه ام را
مي سوزاندي تا سوزش اين جدايي ملال آور نباشد با اين همه
برگرد. هنوز محتاج توام گرچه بي وفايي كردي امّا اقاقي ها
به دست نوازشگرت محتاجند وپنجره ها بوي تو را دارند
برگرد...
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 ساعت 23:1 موضوع | لینک ثابت
آسمان را ديدي؟
آسمان هم ديشب مثل چشمان گل خاطرهام قرمز بود.
آسمان سرخ ولي بياحساس.
آسمان! درد مرا ميفهمي؟
آسمان! اشک مرا ميبيني؟
آسمان دل من غرق دررنگ غم است.
آسمان دل من رنگ يک خاطرهاست.
آسمان دل من ، رنگ اشک دل تنهاي من است.
آسمان! درد مرا ميفهمي؟
کاش باز هم امشب اين دل خاکي من از زمين پر بکشد.
و مرا تا پرواز و مرا تا تنها و مرا تا اوج خيال تک و تنها ببرد
آسمان را ديدي؟
آسمان زيبا بود.
آسمان درد مرا ميفهميد. آسمان اشک مرا هم ميديد
آسمان سرخ از درد و غم است
آسمان ! درد تورا ميفهمم
آسمان ! اشک ترا ميبينم
نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 ساعت 22:59 موضوع | لینک ثابت
تو از حال من عاشق پريشاني و ترساني
نگاهم را تو فهميدي. سكوتم را تو مي شنيدي
ولي افسوس و صد افسوس كه حالم را نپرسيدي
ولي اين را بدان هرگز تو عشقم را نفهميدي

نوشته شده توسط نازدختر در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 ساعت 8:59 موضوع | لینک ثابت
براي تو که هر شب خواب ترانه هامي
انگار مي دونه اينه راز بهانه هامي
براي توکه پاکي مثل گل ستاره
توکه هيچ اسموني مثل تورونداره
براي تونوشتم براي توسرودم
براي توگذشتم ازادمي که بودم
هزارويک بهونه حرفاي عاشقونه
براي توتاشايد منويادت بمونه
يادت بمونه هستم يادت بمونه بودم
يادت بمونه شعرو براي تو سرودم
از طرف سمانه خانم
نوشته شده توسط نازدختر در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 ساعت 10:47 موضوع | لینک ثابت
نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم!
نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.
نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند.
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او. او قدر ندانست يا من, نمي دانم.....
نمي دانم خدا اين را قسمت ما کرد يا ما خود قسمت را رقم زديم.
نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست.
نمي دانم خدا به ما "دل" داد تا از دنيا ببريم يا دنيا رو داد تا دل بکنيم
هنوزنمي دانم با بودن او زندگي سخت است يا بي او.
تحمل جاي خاليش توي تک تک لحظه ها سخت تر است يا...
نمي دانم شکستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شکستن قلبم.
نمي دانم تو به من "عشق" را آموختي يا مي خواهي "نفرت" را يادم بدهي.
نمي دانم که بگويم: "چرا آمدي؟" يا بپرسم که: "چرا رفتي؟"
من نمي دانم, تو به من بگو..........

نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:36 موضوع | لینک ثابت
دعا مي کنم که هيچ گاه چشمهاي کهربايي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم و
دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم
دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا و بوي بهار را دارد
هميشه از حرارت عشق گرم باشد
من برايت دعا مي کنم که گلهاي وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ?
براي شاپرکهاي باغچهء خانه ات دعا مي کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچ گاه غروب نکند.....
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
هرگز تو عشقم را نفهميدي !
به ديدارم بيا اي يار كه من در بند پائيزم
مرا همخانه كن با خويش كه با عشق تو لبريزم
از اين شبهاي تكراري ببر من را به بيداري
رفيق فصل دلتنگي تو از دردم خبر داري
هميشه وقت تنهايي تو يارو ياورم هستي
تو حرف اولم بودي تو حرف آخرم هستي
به ديدارم بيا اي يارم مرا لبريز خواستن كن
اگر ميل سفر داري تو با من عزم رفتن كن
منو پر كن پر از خوابي كه با تو ديدني باشه
نگاهم را تو فهميدي سكوتم را تو ميشنيدي
ولي افسوس و صد افسوس كه حالم را نپرسيدي

نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت
پنداشتي آتش عشقي كه در دلم افروختي، به نيستي خاموش مي شود؟
پنداشتي خرمن هستي ام را به باد فنا داده ام، كه به جرقه اي خاكستر كني؟
يا كه پنداشتي من عروسك بچگي هاي توام كه فقط تو عاشقش باشي؟
تو دستان آزمند مرا نديدي كه ملتمسانه بسوي تو دراز شده بود
تو ندانستي كه دستان سرد من جوياي گرمي تپش هاي قلب تو بود
تو ندانستي كه اشك من در پي سوداي سيه چشمان زيباي تو بود
يا تو ندانستي كه عشق من، نه هوس كه تجلي روياي وفاي بي رياي تو بود
تو بنيادم را به غم، گفتارم را به درد و نفسهايم را به آْه آميختي
تو را به سرنوشت، نامت را به باد و خاطره ات را به ياد مي سپارم
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
من تو را سخاوتمندانه به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از هزار فرسخ راه دور: در خشم، در مهرباني، در دلتنگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را سخاوتمندانه به کسي هديه مي دهم که راز آفتابگردان و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دل معصوم را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي کوچک برايش يک خاطره مشترک باشد.
او بايد از رنگين کمان چشمان تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن دلي که من برايش مي ميرم سرد و باراني است.
اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را سخاوتمندانه به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت...
با آن وقار بي مثال آيا کسي پيدا خواهد شد؟!
از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر!
تو را سخاوتمندانه با دنيايي حسرت خواهم بخشيد؛ و او را که از من عاشق تر است هزار بار خواهم بوسيد...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:23 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستاي عزيزم
به همه اونايي که تو اين مدتي که من نبودم نازدخترمو تنها نذاشتن
از همتون ممنونم که اومدينو به نازدخترم سر زدين
همتونو دوست دارم
بازم به نازدخترم سر بزنين خوشحال ميشم
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت
من از اوج ديوانگي هايم مي گويم
از تمام تنهائي هايم
از لحظه لحظه شـاديهاي درد نـاكـم
از رنجـهـاي شـيرنـم
از روياهاي ترسناكم
از ...
در اوج ديوانگي
در تمام تنهائي
در لحظه لحظه زندگي
تو بودي
هميشه تو بودي!
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت
من و گيتار و ترانه
چه ضيافت غريبي
نازنين جاي تو خالي ... !!
باز هم ... وقتي نيستي
با گيتارم خلوت ميکنم
چون فقط اون حرف منو ميفهمه !
جناب گيتار !
بارديگر معجزه کن ... !
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:16 موضوع | لینک ثابت
اي کاش غزل هاي مرا ميخواندي
حال دل تنهاي مرا ميخواندي
در غربت چشمان غمين اي کاش
آن اوج تمناي مرا مي ديدي
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:15 موضوع | لینک ثابت
اي اشک چه هنگامه لرزيدن تو ؟
اي شرم چه بي جاست درخشيدن تو
آن لحظه که ديده بر زخم ميدوزد
اي اشک چه فاجعه است لرزيدن تو
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:11 موضوع | لینک ثابت
اينك من در انتظارم
در انتظار،همسرايي با باد
هم نوايي با برگ
هم نشيني با سبزه
وهمدلي با مهتاب
من در انتظارم
در انتظار مخمل چشمانت
لطف كلامت
شوق نگاهت
گرماي سوزان سلامت
واحساس قشنگي كه
با تو بودن در من ايجاد مي كند
آري....
من زن هميشه منتظر،
در قصه هاي تو هستم.
با من بخوان
و با من بمان
براي هميشه
اي نغمه ساز سرودن .......
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:9 موضوع | لینک ثابت
ديشب به خواب رفتم، تو را در گوشه اي از اين زمينِ خاکي در حالي
يافتم که دستهايت رابر رويِ زانوهايت آوار کرده بودي و نگاهت را به نقطه اي دور دست امتداد ميدادي
کنارت نشستم و محو تماشاي تو شدم، به عمق چشمانت فرو رفتم، واي خداي من! چه دنياي زيبايي را در پشت پرچين نگاهت زنداني کرده اي . پرنده هاي چشمانت چه زيبا و دلنشين آواز تنهايي را در ني غربت مي نواختند.
دلت انگار دنياي بکري است که قدمگاه هيچ رهگذري نبوده است، به خودم جرأت مي دهم و در گوشه اي از آن بيتوته مي کنم . آهنگِ دلنشين قلبت آرامم مي کند و خوابِ هزار ساله ام را مي آشوبد.
خدا تو را فرشته آفريده است تا بيايي و تاريکي هايم را نور بپاشي.
با انگشتِ اشاره ات نگاهم را به سوي ديگري مي کشاني، آنجا که اسب سپيدي به پيشواز قدمهايت سر فرود مي آورد. ، مرا مهمانِ خنده هايت مي کني و به جايي مي بري که پُر از بويِ عطرِ گيسوانِ توست.
مهتاب کم کم تنهاييمان را سرک مي کشد.
آه خدايِ من آنجا را ببين! آسمانِ پر از ستاره را مي گويم، بيا سهمِ خود را از آسمان بچينيم. به سمت شمال نگاهت را بچرخان! ستاره هايمان آنجاست، مي بيني؟
ستاره تو آن يکي است که نورِ بيشتري دارد .
ستاره من به تو زُل زده است و نگاهت را به وضو و عشقت را به رکعت در آورده است.
دستم را بگير بي تو ديگر جائي را نخواهم ديد...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت
ديرگاهي است
صداي تپش قلبت
شوق زيستن را
در من
نيفروخته
و ترنم صداي مهربانت
سرود هستي را
با من تكرار نكرده ست....
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:3 موضوع | لینک ثابت
آه ! نمي دانم،
براستي اين تقدير من ا ست!
يا سرنوشت توست!
كه اينگونه
ديواري از جنس فاصله
بين نگاهمان
كلاممان
و بين دستهامان
جدايي افكنده ست...
نوشته شده توسط نازدختر در شنبه بیستم اسفند 1384 ساعت 14:2 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت
حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي
و جدايي سخت است نه به سختي تنهايي
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
ستاره غمگین
کیوان تنها
امیر آقا(RAPPLAY)
جوجو
بچه های شهرک توحید
دلتنگی ها
نارگیل
مدرن تاکنیک
عطربهــــــــــــارنارنج
دل نوشته های تنهایی
بهترین سایت ها در اینجا
قلب پاییزی من
دربدرها
وزغ
آقا محسن
پسر ایرونی
اقا سروش
مشق عشق
کبوده
ندوشن
دلنوشته های تنهایی میترا
آهنگ جدید
ستاره باران
كارت پستال
نوشته های پیشین
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
طراح قالب
POWERED BY